|
بس کنید دیگر...
کله ام سوت کشید... از این حرفهاتان خسته شده ام! چرا همه توقعات بیجا دارند... مگر من ماشین همه کاره ام؟ پی نوشت: نه اینکه عاشق نباشم/نه اینکه دوستت ندارم... میخوام تو اوج بی کسی/سر روی شونت بزارم! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
اینروزها همه اصرار عجیبی به این دارند که من انها را میشناسم / مانده ام آلزایمر من اینقدر وخیم بود و خود خبر نداشتم پی نوشت: ای دریغ از تو / که مثل عکس عشق هنوزم/داد میزنی تو آینه ی من! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
خندیدی...
روزی به آن حرفم... امروز میخندی به نادانی آن روزت... البته فرقی نمیکند... تو در هر حال ادم خندانی هستی! پی نوشت: عشق/ آخرین همسفر من/ مثل تو منو رها کرد/حالا دستام مونده و تنهایی من! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
باور کنید من عاشق کسی نیستم... بابا جان بی خیال من یکی... چرا اینقدر سو تفاهم برایتان پیش میاید! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
در یکی از همین روزهاست/ که دَرِ این وبلاگها آیدی ها میل های لعنتیم را تخته کنم... و بعد ... بروم و پشت سرم را هم نگاه نکنم... + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
بیا کنارم بنشین... بیا جلو تر... بیا جلو تر... میخواهم در اغوشت بگیر... اجازه هست؟ + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
من چه شده؟ من کجاست؟ من چقدر تغییر کردی؟ من تحمل ندارم... من میبینی؟ مــــــــــــــــــــــن... ... ... میشنوی؟ صدای قلبم هست.... به من میگوید...او هم فهمیده! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
حــ ــذف شـــ ـد...! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...!
تو برايم شعر مي خواندي و من در دنياي ديگري غرق مي شدم... + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
گور بابای حقیقت.... این دنیای مجازی حقیقتش کجا بود؟!؟ + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
حسی برای نوشتنم نیست... حسی برای نوشتنم حسی برای حسی حس ح اجالتا" اینبار معاف کنید مرا! پ.ن:دختری به نام الهام حقیقت جو گم شده! مشخصاتش را بدهید ببریدش مجانی! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
نویسنده این وبلاگ تا اطلاع ثانوی در دسترس نمی باشد ! امضاء : باطله ! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
بردینش؟ کی اوردینش...! اما چرا اینطوری؟ این همون دختری بود که نمیخواست تو با پاهات صدای جیر جیر پله ها رو در بیاری ها... این همونی بود که ازش پرسید افتاب گردونا خورشید رو بیشتر دوست دارن یا بابابزرگو کباب تابه ایشو که خوردم انگشتامم رفت ... این رسمش بود؟ نه نبود! داغونش کردی نگاه کن؟ طفلی چند سالشه مگه... طفلی با این سنش میخواد لالایی بخونه تا راننده بخوابه؟ حالا دیگه روحشم پُر ِِ... دیگه پر نمیکشه... تو باهاش چی کردی؟ طردش کردی! چی؟ من طردش کردم؟ نه ... نه... نه... طلمش شکست.... اما هنوز قبولت داره + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
|