|
صبوری تو
مرثیه نا تمام عمر من است انگار.... جاده های آمدنت هرگز به انتها نمیرسند...! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
گاهی حس میکنم... پشت این تراوشات میتوان آرامش متروکه یافت! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
من ...
عکست را با تمام لحظه های تکراری زندگیم قاب گرفتم و به دخترک کوچه پشتی هدیه کردم! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
کاش... وقتی در کنارم بودی بوی نم کشیدن ثانیه ها را حس میکردی...! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
مــ ـن با خیال بارانیم زیر واژه های اسمت رسوب کرده ام...! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
سایه خورشید را ستاره ها برده اند..
و زخم حضورت دارد در چشمانم عفونت میکند... + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
و دیشب....
واژه نامه ی ذهنم را پر کردم از تنهایی! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
باز میگردی..
تا عقده های ناگشوده قلبت را باز کنی... بی شک/ بازگشتت آغازی ست به رنگ لجن! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
عینک دودی بزن... که تازگی ها/ زل زدن به چشمانت مانع کسب است...! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
در تنهایی آرامم...
مثل حس خلسه در تماشای/ تصاویر آینه ها! + زمانم به خواب ابدی فرو رفته است ...! |
|